
رادیو زمانه: با وجیهه فکور، همسر علیرضا صرافی، مدیر نشریهی توقیفشدهی دیلماج که در بین بازداشتشدگان است، گفت وگو کردم:
آقای علیرضا صرافی چه طور دستگیر شد؟
همسر من به یک مهمانی افطار دعوت بود. البته خانوادگی دعوت شده بودیم که متاسفانه برای من و بچههایم برنامهای پیش آمد که نتوانستیم برویم. اما همسر من در آن مراسم افطار که با حضور جمعی از نویسندگان و شاعران برپا شده بود، دستگیر شد.
مطلع هستید دلیل بازداشت آقای صرافی چه بوده؟
ایشان از چهرههای شناختهشدهی فرهنگی و ادبی در کشور هستند. مدیر مسئول نشریهی توقیف شدهی دیلماج بودند و سالیان سال است که در زمینهی فرهنگی کار میکنند.
هیچ دلیل خاصی برای دستگیری ایشان نبوده است. من هم تازه روز دوشنبه فهمیدم که محل نگهداریشان زندان اوین است. اما تا این لحظه به ما نگفتهاند که دلیل دستگیریشان چه بوده است.
آیا آقای علیرضا صرافی از هویتطلبان آذربایجان هستند؟
گفتم که ایشان سالهاست در زمینهی فرهنگ، ادبیات فلکور آذربایجان فعالیت دارند. هر کار کردهاند، مقاله نوشتهاند و در سمینارهای مختلف شرکت کردهاند، به صورت علنی در سایتها، کتابها و نشریات مقالههایشان را ارایه دادهاند.
گفتید هیچ اطلاعی از سرنوشت آقای صراف ندارید؟
روز دوشنبه بعد از چندین بار حضور در دادگاه، به ما گفتند که ایشان در بند انفرادی زندان اوین به سر میبرند. اما ما هنوز نتوانستهایم هیچ تماس یا ملاقاتی با ایشان داشته باشیم.
آیا از سرنوشت دیگر افرادی که با همسرتان بازداشت شدهاند، مطلع هستید؟
چند نفرشان آزاد شدهاند؛ اما بقیه در زندان حضور دارند و گویا قبلاً هم شش نفر از زنان و کودکان آزاد شده بودند. اما فکر میکنم که هماکنون ۹ تا ۱۰ نفر در زندان حضور دارند.
وکیل گرفتهاید؟
من روز دوشنبه که در دادگاه حضور پیدا کرده بودم، گفتم که ما در صدد معرفی یک وکیل هستیم اما آقایی که خود را به عنوان مسئول این پرونده معرفی کرد گفت که وکیل نمیپذیرند.
همسر من در مراسم افطار بوده و چهرهی فرهنگی شناختهشدهای است. چرا ایشان باید در زندان باشند؟ به چه دلیل میگویند که این حضور در مراسم افطار نبوده و اقدام علیه امنیت ملی کشور به حساب میآید؟
من نمیدانم چگونه در مراسم افطار علیه منافع ملی اقدام میشود. آن هم در شرایطی که کودکان و خانمها هم در این مراسم حاضر بودهاند.
میتوانید به من بگویید که وقتی میگویید هویتطلبان آذربایجانی منظورتان چیست؟
ما مثل دیگر شهروندان حقوق برابر میخواهیم. میخواهیم بپذیرند که زبان ترکی هم یک زبان رسمی در کشور باشد. رادیو و تلویزیون، زبان ما را به مسخره نگیرد.
ما چیز زیادی نمیخواهیم؛ فقط دوست داریم در چهارچوب این کشور مقدس و عزیز، حقوق شهروندی ما هم رعایت شود.
ما یک کانال تلویزیون به زبان ترکی میخواهیم تا پدربزرگها و مادربزرگهایی که احیاناً زبان فارسی را به درستی متوجه نمیشوند، از اخبار و اطلاعات بیخبر نمانند.
جداییطلبی یا هویتطلبی؟ شما بین این دو تفاوت قائل هستید؟
بله، حتماً تفاوت وجود دارد. میتوانم در مورد همسرم و دیگرانی که میشناسم بگویم که تمام تلاششان این است که هویت آذربایجانیها محترم شناخته شود. آذربایجان از نظر اقتصادی رشد داشته باشد.
زمانی تبریز یکی از اولینها بود اما الان سطح آموزش و پرورش، اقتصاد، ایجاد شغل در کجا قرار دارد؟ چرا آذربایجان عقب نگه داشته شده است؟
خیر، این به معنای جداییطلبی نیست. ما میخواهیم در چهارچوب ایران عزیز هویت ترکهای کشور در زمینهی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنری محترم شمرده شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر